تبليغاتX
:: Australia Skilled Migration ::

دوست خوب و دوست داشتنی ام، علی عزیز،

جز به واسطه این قلم و این ابزار نمی شناسمت و بیشتر از اون چیزی که خودت می نوشتی ازت نمی دونم. این مطلب رو می نویسم که بدونی به داشتن دوست و همراهی مثل تو افتخار می کنم... می نویسم که بدونی هر روز یه سری از کوچه پراکنده هات رد می شدم و گاهگاهی یه یادگاری هم رو دیوار اون کوچه می نوشتم... می نویسم که بدونی با وجود اینکه هرگز ندیدمت اما مثل برادرم عزیز می دونمت که عزیزی... دوست می دونمت که یار و یاوری و همراه می دونمت که بودی، هستی و خواهی بود. می نویسم تا بدونی چقدر از شنیدن خبر موفقیتت خوشحال شدم و چقدر ذوق کردم وقتی اون پست رو تو وبلاگت خوندم... می نویسم تا این لحظه های دوست داشتنی و مقدس واسه همیشه تو خاطرات هممون بمونه. خاطراتی که به خاطر با هم بودن و در کنار هم بودن شیرین، با ارزش و ثبت شدنی هستن.

صمیمانه ترین شادباش ها و زیبا ترین آرزوها رو از طرف من پذیرا باش و از جانب من به همسر نازنینت، سام خوردنی و دوست داشتنی ات و خانواده محترمت تبریک بگو.


شاد باشی و سرافراز که سزاوار بهترین هایی دوست خوبم 


ارسال شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388