تبليغاتX
:: Australia Skilled Migration ::

امسال هم گذشت. با تمام تلخی ها و شیرینی هاش، سختی ها و آسونی هاش و فراز و نشیب هاش. واسه خیلی ها امسال پر از خبرهای خوب و سرشار از موفقیت بود و برای بعضی ها هم سال خیلی خوبی نبود. خیلی ها فکر می کنن که هر چی کوبیدن به در بسته خوردن و هر چی تلاش کردن به جایی نرسیدن. واسه بعضی ها هم اینطوری بوده که یه در رو که کوبیدن دو تا در واسشون باز شده! اما به نظر من تنها چیزی که این وسط ارزش داره همون تلاشی هست که همه واسه رسیدن به هدفمون می کنیم. چه در باز بشه و چه نشه! به نظر من مهم نیست که تو زندگی چند بار شکست می خوری و به بن بست می رسی. مهم اینه که چند بار بلند می شی و از شکست هات واسه رسیدن به اون چیزی که می خوای استفاده می کنی. من و اکثر دوستانی که خواننده مطالب این وبلاگ هستند مسافر یه کشتی هستیم. چیزی که باعث پیوند ما با همدیگه شده آرزوی زندگی تو سرزمینی هست که همه ماها رو با هم همراه و همسفر کرده. چیزی که الان می خوام بنویسم دیگه نه به استرالیا ربط داره و نه به مدرک و ترجمه و تجربه. دوست دارم چیزی رو که با تمام وجودم می گم با تمام وجودتون بخونید.

روزی که این وبلاگ رو راه انداختم هرگز فکرش رو هم نمی کردم که به خاطر نوشتن چند تا مطلب ساده این همه چیز با ارزش رو به دست بیارم. اما امروز که می ایستم و به پشت سرم نگاه می کنم می بینم این دومین نوروزی هست که من دارم توی این وبلاگ مطلب می نویسم و توی این مدت باارزش ترین چیزی که به دست آوردم همراهی کسانی بوده که به دوستی باهاشون افتخار می کنم. علی، محمد، آریا، خانم پپری،پگاه، شریف، دامون، مهندس ارنست، انیس، مصطفی و تمام عزیزانی که امروز با یه دنیا غرور می تونم بگم که من رو به عنوان دوستشون قبول کردن و دوستان من هستند. تمام این مدت رو با هم بودیم و برای هم و با هم نوشتیم. تا یه نفر به بن بست رسید همه سعی کردن با هر ترفندی شده در رو واسش باز کنن و بهش کمک کنن. به نظر من توی این کار لذتی هست که توی هیچ کار دیگه ای نمی شه نظیرش رو پیدا کرد!  کاری که خیلی وقته معنا و مفهوم خودش رو در سرزمین پدری از دست داده و همه فراموش کردن که اگه یه روزی یه کاری واسه یه همسفر انجام می دن در واقع اون رو واسه خودشون انجام دادن و فقط یه تیکه کوچیک از وظیفه شون بوده.

می خوام این رو به عنوان آرزوی سال جدید خودم و با اجازه، عهد سال جدید هممون اینجا بنویسم. اینکه با هم عهد کنیم وقتی خودمون از روی پل رد شدیم تو راه مونده ها رو فراموش نکنیم. اینکه بدونیم رسیدن به استرالیا هدف نیست و فقط وسیله است واسه اینکه در کنار هم باشیم و با هم از تمام چیزایی که داریم لذت ببریم، چه کم و چه زیاد. اینکه اگه خدا خواست و رسیدیم به جایی که می خوایم برسیم وقتی به هم می رسیم و می گیم سلام همسفر، جوابمون در مقابل Hey Man نباشه!  و بالاخره اینکه یادمون بمونه که تمام اون چیزای خوبی که واسه خودمون می خوایم واسه تمام همسفرامون هم بخوایم و بدونیم که این دریا اینقدر طوفانی هست که اگه کشتی غرق بشه هممون خسته توی امواج سرگردون و رها می شیم.

در آخر هم از خدا می خوام که امسال واسه هممون سالی پر از موفقیت و خبرهای خوب باشه. اونچه بهترین هست واسه هممون پیش بیاد و کمکون کنه که همیشه و در هر شرایطی از چیزایی که داریم لذت ببریم و شاد باشیم. سالم باشیم که بتونیم مثل همیشه واسه رسیدن به آرزوهامون تلاش کنیم. 

ارسال شده در تاريخ جمعه سی ام اسفند 1387