تبليغاتX
:: Australia Skilled Migration ::

بالاخره ما هم بعد از هفت ماه و اندی زندگی در شهر شهید پرور سیدنی، طلسم گواهینامه رو شکستیم و تونستیم بریم بگیریم اش و به جرگه گواهینامه داران اوزیستان بپیوندیم. قبل از اینکه بخوام در مورد تجربیات خودم در این زمینه بنویسم دوست دارم یه توضیح مختصری در مورد گواهینامه و اقسام اون در استرالیا بدم و البته خیلی کوتاه، که می دونم سایر دوستان زیاد به این موضوع پرداختن و مطلب به اندازه کافی وجود داره.

جونم واستون بگه که در استرالیا، اصولا متولی کلیه امور مربوط به جاده و خیابون و ماشین یه ارگانی هست به نام RTA که البته در ایالات مختلف قوانین و مقرراتش به صورت خیلی جزئی با هم متفاوته، اما کلیات و اصول در همه جا مشترکه و طبیعتا هر کجای استرالیا که زندگی می کنید قوانین همون ایالت در مورد شما اجرا می شه. سیستم صدور گواهینامه گرفتن در اینجا به صورت مرحله ای هست که فکر می کنم یه جورایی مشابه با مدلی باشه که الان داره در ایران هم اجرا می شه. اینکه اول باید با گواهینامه Learner یا همون L شروع کنی، یه مدت با اون رانندگی کنی و بعدش P1، پشت بندش P2 و آخرش هم که Full. در هر مرحله یه سری محدودیت ها در قوانین و حدود رانندگی اعمال شده که رعایت نکردن اونها می تونه منجر به تاخیر و یا گاها تعطیل شدن صدور گواهینامه در مرحله بعدی بشه. مثلا اینکه کسی که L داره هیچ وقت تنها نمی تونه رانندگی کنه و حتما باید یک نفر که Full داره کنار دستش بشینه. و یا به عنوان مثال، تفاوت در سرعت مجاز و محدودیت میزان مصرف آب شنگولی هنگام رانندگی و کذا و کذا. جزئیات این قوانین رو حتما خودتون از کتابچه آیین نامه خواهید خوند و تکرار اونها اینجا فایده ای نداره. فقط چند تا نکته هست که شاید حتی دونستن اش واسه خیلی از دوستانی که اینجا هستن هم بد نباشه.

اول اینکه کسانی که گواهینامه ایران رو دارن حداکثر تا مدت سه ماه می تونن در استرالیا رانندگی کنن و توی این مدت سه ماه هم حتما باید اقدام کنن واسه گواهینامه و گواهینامه رو بگیرن. یعنی تنها اقدام کردن سلب مسئولیت نمی کنه و اگه خدای نکرده کارتون با پلیس گره بخوره می تونن مشکل واستون ایجاد کنن. موقع رانندگی کردن توی اون سه ماه هم حتما باید اصل گواهینامه ایران به اضافه ترجمه و یا نسخه بین المللی شده گواهینامه رو همراه خودتون داشته باشید. اگر گزینه اول که ترجمه گواهینامه هست رو انتخاب می کنید، ترجمه حتما باید اینجا انجام شده باشه. در مورد گواهینامه بین المللی هم گاها شنیدم که می گن گواهینامه بین المللی ایران قابل قبول نیست که این مورد رو من نه جایی خوندم و نه از منبع موثقی شنیدم. فکر هم نمی کنم صحت داشته باشه. اما به هر حال ترجیح شخصی من ترجمه گواهینامه هست، که هم بدون هزینه هست (البته اگه هنوز مجانی باشه) و هم طبیعتا چون اینجا انجام می شه خیلی راحت تر از ایرانه. حرف و حدیث هم پشت سرش نیست.

نکته دوم اینکه اگر توی اون 3 ماه تشریف بردید واسه امتحان و به هر دلیلی موفق نشدید گواهینامه بگیرید، گواهینامه ایران شما دیگه واسه رانندگی در استرالیا معتبر نیست. یه گواهینامه Learner بهتون می دن (البته اگه درخواست کنید که بهتون بدن) که محدودیت زیادی داره و همونطور که گفتم بزرگترین محدودیت اش هم اینه که تنهایی باهاش نمیشه رانندگی کرد!

نکته آخر هم اینکه اگر شما در ایران کمتر از یک سال رانندگی کردید (یعنی گواهینامه دارید)، بعد از پاس کردن امتحان شهری بهتون P1  میدن. اگر کمتر از سه سال رانندگی کرده باشید مستقیم بهتون P2 می دن، و اگر بیش از 3 سال هست که در ایران گواهینامه دارید که مستقیم Full می گیرید و سلسله مراتب در مورد شما اعمال نمی شه.  برید حالشو ببرید...

و اما گواهینامه گرفتن. توصیه اول و تئوری من و همه کسانی که اینجا گواهینامه گرفتن اینه که قبل از کار پیدا کردن گواهینامه رو بگیرید. چون بعدش پیدا کردن وقت آزاد واسه امتحان دادن خیلی کار سختی می شه. البته این کار می تونه در بدو ورود زیاد آسون نباشه. دلیل اش هم اینه که بی کار بودن استرس های خودش رو داره و با توجه به بالا بودن نسبی هزینه گواهینامه گرفتن در استرالیا (حداقل وقتی که ریال خرج می کنیم) می تونه اولویت ها رو جا به جا کنه و باعث بشه با احتیاط بیشتری عمل کنیم. این مسئله کاملا به شرایط مالی و فکری افراد بستگی داره. اگر واستون مشکلی نیست شدیدا بهتون توصیه می کنم که این کار رو انجام بدید. اجماع کلیه علما هم بر احوط بودن این فریضه است... :)

از جمع بندی نوشته ها و کامنت ها در وبلاگ های مختلف، یه جورایی آدم به این نتیجه می رسه که گرفتن گواهینامه رانندگی در استرالیا بعد از قرار دادن سر در دهان کروکودیل، دومین کار سخت در این کشور به شمار می آد، اما حقیقت اینه که واقعا اینطوری نیست. طبیعتا به دلیل متفاوت بودن جهت رانندگی، جدید بودن خیلی از قوانین و حتی تابلوهای رانندگی و بدتر از همه بی قانون بودن رانندگی در کشور خودمون، این کار خیلی هم کار آسونی نیست. اما به نظر من یه کم تمرین و دقت همه چیز رو حل می کنه. بی تعارف بهتون می گم، بدون تمرین کردن اصولی با کسی که قوانین رانندگی اینجا رو بهتون بگه، امکان قبول شدن تون در حد صفره. اینجا هیچ افسری از کوچکترین اشتباه شما نمی گذره و این اشتباهات هم لزوما یه چیزایی مثل دنده عقب گرفتن تو اتوبان و دستی کشیدن سر بریدگی و رد کردن چراغ قرمز نیست. رعایت نکردن یه فاصله جزئی، رانندگی کردن توی خط اشتباه و یا حتی یک کیلومتر بالاتر از سرعت مجاز و خیلی چیزهای جزئی دیگه می تونه باعث بشه که خیلی راحت یه امتحانی رو که شاید حتی خودتون فکر می کنید به خاطرش گواهینامه که سهله، بهتون مدال لیاقت هم می دن، با 10 - 15 تا Fail Item طوری به اتمام برسونید که حتی تصورش به ذهنتون هم خطور نکنه. اما اگه حساب شده کار کنید، چون جایی رانندگی می کنید که همه چیز سر جای خودشه، خیلی راحت می تونید گواهینامه بگیرید و وقت و هزینه اضافی هم هدر ندید.

گرفتن گواهینامه هم اینجا مثل ایران دو تا مرحله داره. امتحان تئوری یا همون آیین نامه و امتحان عملی یا همون شهری. هر دو امتحان رو خیلی راحت از طریق وبسایت RTA رزرو می کنید و در تاریخ و ساعت مقرر با مدارک لازم تشریف می برین امتحان می دید. اما یه چیزی که اینجا با ایران فرق می کنه اینه که اینجا RTA خودش ماشین نداره واسه امتحان گرفتن. شما باید یا با ماشین خودتون برید اونجا و یا با ماشین Instructor و یا همون تعلیم رانندگی خودمون. تکلیف حالت آخر که معلومه. اما در حالت اول اگر تا حالا رد نشده باشید و بار اولتون باشه و تا اون روز اجازه رانندگی داشته باشید، در صورتی که رد بشید اجازه ندارید دوباره رانندگی کنید و برگردید و باید یه نفر که اجازه رانندگی داره ماشین رو برگردونه!! اگر هم قبلا یک بار رد شدید که خوب قطعا از اول هم تنها اجازه رانندگی نداشتید و با یه نفر اومدید که خوب در اون شرایط اگه خدای نکرده دوباره رد بشید هم مشکلی پیش نمی آد.

تو امتحان هم سرکار خانم یا جناب آقای آفیسر با یه برگه کنار دستتون می شینه و در طول مدت رانندگی شما، تک تک موارد رو با دقت ثبت می کنه. معمولا پیش نمی آد که امتحان رو زودتر از موعد تمام کنن. مگر اینکه یه جوری رانندگی کنید که طرف عزرائیل رو جای شما رو صندلی بغل ببینه. به صورت معمول امتحان رو تا آخر تمام می کنن و حتی اگه همون لحظه اول از نظر اون رد شده باشید روند امتحان متوقف نمیشه و فقط آخر داستان یه Unfortunately  بهتون می گه که تا امتحان بعدی مزه اش یادتون نمی ره. 

و آخر هم اینکه واسه تمرین رانندگی و آشنا شدن با قوانین، فکر کنم کم دردسرترین و موثرترین گزینه می تونه کمک گرفتن از موسسات و یا همون آموزشگاه های رانندگی باشه. مکانیزم پیچیده ای نداره و اصولا مثل ایران که این روزها تقریبا آموزشگاه ها متصدی کلیه امور مربوط به صدور گواهینامه شدن نیست. اینجا کار آموزشگاه فقط آموزش دادنه. گزینه های زیادی هم در دسترس هست. از آموزشگاه چینی و تایلندی گرفته، تا اوزی و ایرانی. توصیه سرآشپز به شما اینه که با توجه به ضعف زبان در ابتدای ورود و پیچیده بودن نسبی قوانین رانندگی در استرالیا، بهتره بریم سراغ آموزشگاه های ایرانی تا اساسی بتونه قوانین و اصطلاحات رو بهمون شیرفهم کنه. ما اینجا بر حسب تصادف و شانس با یه حسین آقای گلی آشنا شدیم که چندین ساله استرالیاست و کارش هم همینه و انصافا تمام ریزه کاری ها و قوانین رو مو به مو بهتون می گه. اگر هم حتی همون جلسه اول احساس کنه که شما مهارت کافی دارید بنده خدا خودش بهتون می گه و واسه پول شما رو به جلسه های بعدی نمی کشه. نمی دونم دارم تبلیغ می کنم یا نه، اما اگر اینطوری باشه هم به نظر من کار اشتباهی انجام نمی دم. تقریبا تمام شاگردهای حسین آقا بار اول گواهینامه رو می گیرن و خوب این هم به لحاظ وقت و هم به لحاظ هزینه می تونه کاملا واسه کسی که تازه می آد اینجا فاکتور مثبتی باشه. این هم مشخصات تماس با حسین آقا:

وب سایت: http://ababak.com.au/driving_licence.html
شماره تماس: 0450778266

تا پست بعدی... رخصت...


ارسال شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390
دیروز اولین تجربه ما از روز استرالیا در استرالیا بود. روز استرالیا یکی‌ از روزهای ملی تعطیل رسمی در این کشوره که به مناسبت ورود اولین کشتی حامل تبعیدی های (!!) انگلیسی به اینجا هر سال جشن گرفته می‌شه. فکر می‌کنم این تنها تعطیلی رسمی در استرالیاست که به تعطیلات آخر هفته نمی‌چسبه و اصطلاحا به لانگ هالیدی تبدیل نمی‌شه. البته مطمئن نیستم. اما فکر می‌کنم اینطوری باشه.

واسه دوستانی که اطلاع ندران شاید جالب باشه بدونن که فرهنگ اوزی پیوندهای مستحکم بیشماری با فرهنگ و آداب و رسوم شیرازی داره. اینجا اگه تعطیلات رسمی با تعطیلات آخر هفته تداخل داشته باشه به زور هم که شده تداخل رو حل می کنن و تعطیلی رسمی رو میچسبوننش به جمعه یا دوشنبه که ملت بیشتر تعطیل باشن و برن حالشو‌ ببرن. بقیه تعطیلات هم طوری تنظیم شده که دوشنبه و جمعه باشه و بشه لانگ هالیدی. خلاصه اینکه اینجا هر چیزی که مربوط به تفریح و شادی مردم باشه، معمولا حرف اول رو می‌زنه.

واسه ما هم ، تجربه اولین Australia Day به عنوان عضو تازه رسیده ای از همین جامعه و همین مردم، هم خیلی‌ جالب بود و هم یه کم غریبه. وول خوردن وسط یه عالم آدم جور وا جور و رنگی‌ رنگی‌ که به نظر میرسه خیلی‌ خوب یاد گرفتن که چطوری باید شاد باشن و دیگران رو هم شاد کنن، یه جور هیجان خاص داره و اینکه به خودت میگی‌ اگه عوض نشم و سعی‌ نکنم شاد بودن رو مثل اینا و پا به پای این مردم یاد بگیرم، نیمهٔ دوم زندگی‌ رو هم باختم. چند وقت پیشا داشتم با خودم فکر می‌کردم که این جماعت چند سال پیش به اینجا تبعید شدن و این وضع زندگی‌ و کشورشون هست و اون وقت ما... بی‌خیال. نمی‌خوام این پستو تحلیلی فلسفی‌ کنم که نه به جایی‌ میرسیم و نه چیزی تغییر می‌کنه. من همین که خودمو عوض کنم و از شرّ این ذهن مقایسه گر خالص بشم خودش انقلابی محسوب می شه...

این هم چند تا عکس از دیروز واسه اینکه حال و هوا ملموس تر بشه:



پینوشت: جای تصاویر را عوض کردم و قاعدتا نباید مشکلی در دیدن اونا از ایران وجود داشته باشه. اما اگه این قاعده هم مثل سایر قواعد اون کشور شد، لطفا بهم بگید تا کلا حذف شون کنم. چون دیگه حس اش نیست دوباره آپلود کنم و لینک ها رو عوض کنم.



ارسال شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390
سلام به همه بر و بچه های گل و با صفای استرالیا زمین و ایران زمین. چه اونایی که هر روزی که وبلاگ رو چک می کردن و مطلب جدیدی پیدا نمی کردن هر چی از دهنشون در می اومد بهمون می گفتن و چه اونایی که کلا جون به جونشون کنی با مرام هستن و کار درست و غیبت طولانی رو گذاشنن پای گرفتاری و مشغله های ابتدای ورود. البته همه آدما مثل هم نیستن. اینجا هم اونقدرا گرفتاری و مشغله زیاد نیست که واقعا مانع نوشتن باشه. اما خوب، شخصا ترجیح می دادم که مدت زمان بیشتری رو بگذورنم تا هم آروم تر بشه حال و هوای زندگی و هم نوشته هام پشتوانه بیشتری داشته باشن، و البته نداشتن اینترنت درست و حسابی و انتقال به خونه جدید هم مزید بر علت بود.

به هر تقدیر از همه دوستانی که تو این مدت کامنت هاشون بی جواب موند و مطلب جدیدی واسه خوندن پیدا نکردن دوباره عذر خواهی می کنم. ما دوباره اومدیم. از کشور جدید، خونه جدید و با حال و هوای کاملا متفاوت.

می نویسیــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... 

ارسال شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم آذر 1390

فکر می کنم یکی دیگه از مواردی بحث برانگیزی که ذهن خیلی از بچه ها رو قبل از اومدن با خودش درگیر می کنه وسایل مورد نیاز در بدو وروده. نمی تونم واسه همه یه نسخه بپیچم و بگم چی لازم دارید و چی لازم ندارید. چون علاقه و سلیقه آدما با همدیگه متفاوته. اما بذارید واسه اینکه به یه جایی برسیم و چهار تا کلمه به درد بخور از توی حرفامون در بیاریم، یه سری پیش فرض رو پایه نوشته های این پست قرار بدیم. ما در مورد مهاجرهایی داریم صحبت می کنیم که شناخت زیادی از محله های مختلف و شرایط موجود ندارن و تصمیم دارن به صورت موقت یه جا زندگی کنن تا بعد از کار پیدا کردن و جاگیر شدن واسه محل زندگی شون تصمیم بگیرن. چندان هم به این مورد اهمیت نمی دن که حتما از همون وسایلی که توی ایران استفاده می کردن استفاده کنن. این مورد در مورد خانم ها می تونه موضوعیت بیشتری داشته باشه. اگر این شرایط رو در نظر بگیریم به نظر من دردسر خرید وسایل در اینجا خیلی کمتر از ارسال وسایل از ایرانه. صرف نظر از اینکه من شخصا از سبُک سفر کردن به استرالیا راضی هستم و از این بابت دشواری خاصی رو تحمل نکردم، چند نفر از دوستان رو هم دیدم که اخیرا اومدن اینجا و شدیدا از ارسال وسیله از ایران ناراضی بودن و خیلی اذیت شده بودن. البته طبیعتا بنده اینجا با تمام دوستانی که از ۱۰۰ سال گذشته تا حالا به اینجا مهاجرت کردن دیدار نداشتم. حتما هستن کسانی که وسایل رو از ایران فریت کردن و راضی بودن. اما تقریبا همه دوستانی رو که دیدم و از من پرسیدن وسیله چی آوردی، وقتی گفتم چیزی فریت نکردم، تایید کردن که کار به جایی انجام دادم. در مورد مابقی بنده اطلاعی ندارم. مسلما نظرات موافق با فریت کردن وسایل هم می تونه بیشتر به تصمیم گیری تو این مورد کمک کنه.

از اینکه چی بیاریم و چی نیاریم خیلی از دوستان توی وبلاگ هاشون توضیحات کافی دادن و به نظر من نوشتن دوباره این مطالب اتلاف وقت و انرژیه. اگر کسی سئوال خاصی در این زمینه داره که تجربه ای در موردش داشته باشم با کمال میل جواب می دم. اما در مجموع یکی دو تا نکته رو که به نظر خودم خیلی مهم هست و باهاشون درگیر بودم واستون می نویسم.

یکی از چیزهایی که در بدو ورود اینجا خیلی خیلی به درد همه می خوره موبایلی هست که GPS داشته باشه. یه دونه گوشی GPS دار از مواردیه که اینجا خیلی می تونه بهتون کمک کنه و خیلی از مشکلات شما رو حل کنه. گوشی های ایران، اینجا جواب می دن و نیازی نیست کاری باهاشون بکنید. یه سیم کارت Prepaid از فرودگاه می خرید و تمام. اگر گوشی تون این قابلیت رو داره که هیچ، اما اگر نداره یه گوشی ساده با قابلیت GPS کفایت می کنه. اگر هزینه واستون مهمه بی خود پولتون رو صرف خریدن گوشی گرون قیمت نکنید، چون معمولا بعد از یه مدت Plan می خرید و Plan هم با گوشی فروخته می شه.

دو تا چیز ساده دیگه هم هست که اگه بهم نخندین واستون می گم. اول اینکه اگه از دمپایی انگشتی خوشتون نمی آد حتما یکی دو جفت دمپایی با خودتون بیارید. اینجا دمپایی پلاستیکی معمولی واسشون تعریف نشده است! من که هنوز پیدا نکردم! یکی دیگه هم از این سبد کوچولوهایی که توی سینک ظرف شویی می ذاشتیم تو ایران. من ندیـــــدم اینجا. هنوز حتی چیز شبیه به اون هم پیدا نکردم. البته مطمئنم که پیدا می شه. ولی اگه بتونید بیارید بد نیست. لازم نیست دنبالش بچرخید اینجا.

اگه چیز دیگه ای یادم اومد توی همین پست می نویسم.

 

ارسال شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم تیر 1390

یکی از دغدغه های تازه مهاجرها پول و حساب بانکی و پیدا کردن یه روش مطمئن و کم هزینه تر واسه انتقال نقدینگی از ایرانه. با توجه به مشکلات موجود در نقل و انتقال پول از طریق بانک، خوب طبیعتا دو راه بیشتر نمی مونه. یا از طریق صرافی اقدام کنیم و یا پول رو نقد بیاریم اینجا. روش اول که به نظر من حداقل تو این شرایط بی فایده است. به چند دلیل. اول اینکه واسه انتقال پول به استرالیا حتما باید دلار استرالیا از صراف بخری. بازار دلار استرالیا رو هم که این روزها همه بهتر از من می دونید. قیمت خیلی بالایی داره و تو بازار ایران مشکلات دو چندان می شه. چون دلار استرالیا اونجا ارز رایج نیست و عملا پیدا کردن مبالغ بالا خیلی سخته و اگر هم گیر بیاد خیلی گرون تموم می شه. اونایی که مثل من اومدن پیش دستی کنن و کم کم پولاشون رو دلار آمریکا خریدن که اوضاشون بدتر هم می شه. چون به همون دلیلی که عرض کردم، یک بار باید دلار آمریکا را به قیمت خرید به صراف بفروشن و ریال بگیرن، و یه بار دیگه همون ریال رو به صراف بدن و به قیمت فروش (به اضافه هزینه حواله) از صراف دلار استرالیا بخرن و حواله کنن و این یعنی اینکه عملا صراف بهت می گه: پول داری؟ غلط می کنی داری. همه اش رو باید دو دستی تقدیم کنی و بعد تشریف ببری. یه جورایی به جای نقل و انتقال پول باج می گیرن! خوب... بانک مملکت ات وقتی کار بقالی رو عملا داره انجام می ده صراف هم باید از فرصت استفاده کنه. بگذریم.

واسه بردن پول به صورت نقدی هم خوب محدودیت هایی وجود داره. دو جا قراره بهتون گیر بدن. یکی تو فرودگاه ایران که نوشتن بیشتر از نفری ۵۰۰۰ دلار آمریکا اجازه ندارید با خودتون خارج کنید و یکی دیگه هم توی فرودگاه سیدنی هست که اگه بیشتر از نفری ۱۰۰۰۰ تا داشته باشی باید اعلام کنی. سد اول تو فرودگاه تهران که تنها اثرش واسه ما اضافه شدن استرس تو لحظه آخر بود و دیگر هیچ. چیزی بهمون نگفتن و اصولا هیچی نپرسیدن. نمی دونم تو چه شرایطی گیر می دن و سئوال جواب می کنن! مرحله آخر هم توی فرودگاه سیدنی بود که یه فرم بهمون دادن تا میزان پولی که همراهمون هست رو اعلام کنیم و دیگر هیچ. اگر هم نفری ۱۰۰۰۰ تا یا کمتر بیارید که پر کردن همون هم لازم نیست. فقط هر کاری می کنید توی فرمی که توی هواپیما بهتون می دن دروغ ننویسید که اگه بفهمن جریمه اش بسیار سنگینه.

و اما حساب بانکی. در مورد روش حساب باز کردن از ایران خیلی از دوستان نوشتن و من قصد ندارم در موردش دوباره تکرار مکررات کنم چون اصولا اینقدر انجام این کار راحته که شاید بهتره بگیم روش خاصی نداره. پر کردن یه فرم، جواب دادن یکی دو تا تماس و تموم. 

فقط چند تا نکته در این مورد می گم که به نظر من مفیده.

اول اینکه به نظر من بهتره از ایران حساب بانکی تون رو باز کنید، چه قصد دارید پول حواله کنید و چه نقدی با خودتون می آرید. دلیل اش هم اینه که وقتی این کار رو می کنید کارت خودپرداز شما قبل از ورودتون آماده می شه و به محض فعال شدن حساب بهتون تحویل داده می شه و خوب، همین امر باعث می شه که یک هفته منتظر صدور کارت نشید و به خاطر نداشتن کارت بی جهت پول نقد با خودتون جا به جا نکنید. اگه بتونید این کار رو بعد از مشخص شدن آدرس و منطقه محل زندگی تون در استرالیا انجام بدید به مراتب بهتره، چون کارت و مدارک رو واسه راحتی شما به نزدیک ترین شعبه به محل زندگی تون ارسال می کنن و این خودش از سر در گمی بدو ورود کم می کنه و ارزش داره. هر چند، اگه نشد هم اصلا مهم نیست. اینجا تهران نیست.

نکته دوم اینکه من خودم تجربه خوبی از کار با بانک Commonwealth دارم. هم سرویس بسیار خوبی داره و هم تعداد شعب و دستگاه های خودپردازش از همه بانک ها در استرالیا بیشتره. خوب، با توجه به اینکه به ازای هر برداشت از خود پرداز بانک های دیگه، نزدیک به سه دلار کارمزد از حسابتون کسر می شه این نکته می تونه مثبت باشه. Commonwealth یه جورایی بانک ملی استرالیا محسوب میشه. ضمنا طبق قوانین این بانک، زودتر از سه هفته قبل از واریز پول واستون حساب رو باز نمی کنن. پس اگه قصد دارید پول رو با خودتون بیارید زیاد عجله نکنید. ضمنا توی این بانک نه بنده سهام دارم و نه پدرم مدیر عاملشه. نوشتن این نکته هم دلیل بر این نیست که بانک های دیگه بد هستن یا سرویس بدی می دن. فقط تجربه خودم رو نوشتم. همین.

و نکته آخر هم اینکه اگه متاهل هستید می تونید یه حساب مشترک باز کنید و یا اینکه روی حساب یک نفر درخواست کارت اضافی واسه نفر یا نفرات بعدی هم داشته باشید. اگه قصد دارید در آینده حساب تون رو تفکیک کنید (که با توجه به پرداخت حقوق به صورت مجزا به هر کدام از اعضای خانواده در آینده این امر محتمل خواهد بود) روش دوم در آینده دردسر کمتری واستون خواهد داشت و فقط کافیه که کارت های اضافی رو از طریق اینترنت غیر فعال کنید و نیازی به تغییر دادن نوع حساب و مراجعه به شعبه نخواهد بود.

 ----- پی نوشت ----

هومن عزیز لطف کرده و یکی دو تا نکته دیگه در مورد انتخاب بانک و انتقال پول نوشته که بدون تغییر حرفهای خودش رو اینجا می نویسم. ممنون هومن جان:

حالا که بحث بانک و بانک کشی شد این چند تا نکته رو هم بد نیست بهش اشاره کنیم:

دو تا بانک Westpac و NAB خیلی برای ایرانیها آشنا نیستن (احتمالا به این دلیل که امکان باز کردن حساب از خارج از کشور ندارن، اگه جدیدا داشته باشن من بی اطلاعم).
Westpac اولین بانک تاسیس شده و دومین بانک بزرگ استرالیا در حال حاضر هست (همین اواخر StGeorge رو هم با جاش خرید) و اون یکی هم که نیازی به توضیح نیست: National Australia Bank!

به همین دلیل هم خیلی از ما تا آخر عمرمون همیشه مشتری بانک ANZ یا Commonwealth میمونیم چون اغلب دلیل مهمی برای تغییرش پیدا نمیکنیم.

و اما نکته بعدی که بد نیست ملت بدونن اینه که بانک ANZ ظاهرا در زمینه کارت اعتباری دست و دلباز تره و بانک Commonwealth هم در زمینه امنیتی تمهیدات بهتری داره. البته یه جاهایی هم دیگه شورش رو درمیارن. برای مثال کافیه از کارتت یه دو ماهی‌ استفاده نکنی مثلا یه سفر بری ایران، موقع برگشت میبینی کارتت رو غیر فعال کردن. با اون دو تای دیگه تجربه خاصی تا این لحظه نداشتم.

راستی یه راه بهتر برای انتقال پول اینه که با این صرافی هایی که اینجا نماینده دارن کار کنین. اکثر فروشگاه های ایرانی با یه صرافی توی ایران کار میکنن و ارز انتقال میدن.
شما توی ایران ریال تحویل میدین و اینجا دلار تحویل میگرین، و بالعکس.
تبلیغشون رو میشه توی این هفته نامه بامداد پیدا کرد:
http://bamdadweekly.com.au

ارسال شده در تاريخ سه شنبه هفتم تیر 1390