بالاخره ما هم بعد از هفت ماه و اندی زندگی در شهر شهید پرور سیدنی، طلسم گواهینامه رو شکستیم و تونستیم بریم بگیریم اش و به جرگه گواهینامه داران اوزیستان بپیوندیم. قبل از اینکه بخوام در مورد تجربیات خودم در این زمینه بنویسم دوست دارم یه توضیح مختصری در مورد گواهینامه و اقسام اون در استرالیا بدم و البته خیلی کوتاه، که می دونم سایر دوستان زیاد به این موضوع پرداختن و مطلب به اندازه کافی وجود داره.
جونم واستون بگه که در استرالیا، اصولا متولی کلیه امور مربوط به جاده و خیابون و ماشین یه ارگانی هست به نام RTA که البته در ایالات مختلف قوانین و مقرراتش به صورت خیلی جزئی با هم متفاوته، اما کلیات و اصول در همه جا مشترکه و طبیعتا هر کجای استرالیا که زندگی می کنید قوانین همون ایالت در مورد شما اجرا می شه. سیستم صدور گواهینامه گرفتن در اینجا به صورت مرحله ای هست که فکر می کنم یه جورایی مشابه با مدلی باشه که الان داره در ایران هم اجرا می شه. اینکه اول باید با گواهینامه Learner یا همون L شروع کنی، یه مدت با اون رانندگی کنی و بعدش P1، پشت بندش P2 و آخرش هم که Full. در هر مرحله یه سری محدودیت ها در قوانین و حدود رانندگی اعمال شده که رعایت نکردن اونها می تونه منجر به تاخیر و یا گاها تعطیل شدن صدور گواهینامه در مرحله بعدی بشه. مثلا اینکه کسی که L داره هیچ وقت تنها نمی تونه رانندگی کنه و حتما باید یک نفر که Full داره کنار دستش بشینه. و یا به عنوان مثال، تفاوت در سرعت مجاز و محدودیت میزان مصرف آب شنگولی هنگام رانندگی و کذا و کذا. جزئیات این قوانین رو حتما خودتون از کتابچه آیین نامه خواهید خوند و تکرار اونها اینجا فایده ای نداره. فقط چند تا نکته هست که شاید حتی دونستن اش واسه خیلی از دوستانی که اینجا هستن هم بد نباشه.
اول اینکه کسانی که گواهینامه ایران رو دارن حداکثر تا مدت سه ماه می تونن در استرالیا رانندگی کنن و توی این مدت سه ماه هم حتما باید اقدام کنن واسه گواهینامه و گواهینامه رو بگیرن. یعنی تنها اقدام کردن سلب مسئولیت نمی کنه و اگه خدای نکرده کارتون با پلیس گره بخوره می تونن مشکل واستون ایجاد کنن. موقع رانندگی کردن توی اون سه ماه هم حتما باید اصل گواهینامه ایران به اضافه ترجمه و یا نسخه بین المللی شده گواهینامه رو همراه خودتون داشته باشید. اگر گزینه اول که ترجمه گواهینامه هست رو انتخاب می کنید، ترجمه حتما باید اینجا انجام شده باشه. در مورد گواهینامه بین المللی هم گاها شنیدم که می گن گواهینامه بین المللی ایران قابل قبول نیست که این مورد رو من نه جایی خوندم و نه از منبع موثقی شنیدم. فکر هم نمی کنم صحت داشته باشه. اما به هر حال ترجیح شخصی من ترجمه گواهینامه هست، که هم بدون هزینه هست (البته اگه هنوز مجانی باشه) و هم طبیعتا چون اینجا انجام می شه خیلی راحت تر از ایرانه. حرف و حدیث هم پشت سرش نیست.
نکته دوم اینکه اگر توی اون 3 ماه تشریف بردید واسه امتحان و به هر دلیلی موفق نشدید گواهینامه بگیرید، گواهینامه ایران شما دیگه واسه رانندگی در استرالیا معتبر نیست. یه گواهینامه Learner بهتون می دن (البته اگه درخواست کنید که بهتون بدن) که محدودیت زیادی داره و همونطور که گفتم بزرگترین محدودیت اش هم اینه که تنهایی باهاش نمیشه رانندگی کرد!
نکته آخر هم اینکه اگر شما در ایران کمتر از یک سال رانندگی کردید (یعنی گواهینامه دارید)، بعد از پاس کردن امتحان شهری بهتون P1 میدن. اگر کمتر از سه سال رانندگی کرده باشید مستقیم بهتون P2 می دن، و اگر بیش از 3 سال هست که در ایران گواهینامه دارید که مستقیم Full می گیرید و سلسله مراتب در مورد شما اعمال نمی شه. برید حالشو ببرید...
و اما گواهینامه گرفتن. توصیه اول و تئوری من و همه کسانی که اینجا گواهینامه گرفتن اینه که قبل از کار پیدا کردن گواهینامه رو بگیرید. چون بعدش پیدا کردن وقت آزاد واسه امتحان دادن خیلی کار سختی می شه. البته این کار می تونه در بدو ورود زیاد آسون نباشه. دلیل اش هم اینه که بی کار بودن استرس های خودش رو داره و با توجه به بالا بودن نسبی هزینه گواهینامه گرفتن در استرالیا (حداقل وقتی که ریال خرج می کنیم) می تونه اولویت ها رو جا به جا کنه و باعث بشه با احتیاط بیشتری عمل کنیم. این مسئله کاملا به شرایط مالی و فکری افراد بستگی داره. اگر واستون مشکلی نیست شدیدا بهتون توصیه می کنم که این کار رو انجام بدید. اجماع کلیه علما هم بر احوط بودن این فریضه است... :)
از جمع بندی نوشته ها و کامنت ها در وبلاگ های مختلف، یه جورایی آدم به این نتیجه می رسه که گرفتن گواهینامه رانندگی در استرالیا بعد از قرار دادن سر در دهان کروکودیل، دومین کار سخت در این کشور به شمار می آد، اما حقیقت اینه که واقعا اینطوری نیست. طبیعتا به دلیل متفاوت بودن جهت رانندگی، جدید بودن خیلی از قوانین و حتی تابلوهای رانندگی و بدتر از همه بی قانون بودن رانندگی در کشور خودمون، این کار خیلی هم کار آسونی نیست. اما به نظر من یه کم تمرین و دقت همه چیز رو حل می کنه. بی تعارف بهتون می گم، بدون تمرین کردن اصولی با کسی که قوانین رانندگی اینجا رو بهتون بگه، امکان قبول شدن تون در حد صفره. اینجا هیچ افسری از کوچکترین اشتباه شما نمی گذره و این اشتباهات هم لزوما یه چیزایی مثل دنده عقب گرفتن تو اتوبان و دستی کشیدن سر بریدگی و رد کردن چراغ قرمز نیست. رعایت نکردن یه فاصله جزئی، رانندگی کردن توی خط اشتباه و یا حتی یک کیلومتر بالاتر از سرعت مجاز و خیلی چیزهای جزئی دیگه می تونه باعث بشه که خیلی راحت یه امتحانی رو که شاید حتی خودتون فکر می کنید به خاطرش گواهینامه که سهله، بهتون مدال لیاقت هم می دن، با 10 - 15 تا Fail Item طوری به اتمام برسونید که حتی تصورش به ذهنتون هم خطور نکنه. اما اگه حساب شده کار کنید، چون جایی رانندگی می کنید که همه چیز سر جای خودشه، خیلی راحت می تونید گواهینامه بگیرید و وقت و هزینه اضافی هم هدر ندید.
گرفتن گواهینامه هم اینجا مثل ایران دو تا مرحله داره. امتحان تئوری یا همون آیین نامه و امتحان عملی یا همون شهری. هر دو امتحان رو خیلی راحت از طریق وبسایت RTA رزرو می کنید و در تاریخ و ساعت مقرر با مدارک لازم تشریف می برین امتحان می دید. اما یه چیزی که اینجا با ایران فرق می کنه اینه که اینجا RTA خودش ماشین نداره واسه امتحان گرفتن. شما باید یا با ماشین خودتون برید اونجا و یا با ماشین Instructor و یا همون تعلیم رانندگی خودمون. تکلیف حالت آخر که معلومه. اما در حالت اول اگر تا حالا رد نشده باشید و بار اولتون باشه و تا اون روز اجازه رانندگی داشته باشید، در صورتی که رد بشید اجازه ندارید دوباره رانندگی کنید و برگردید و باید یه نفر که اجازه رانندگی داره ماشین رو برگردونه!! اگر هم قبلا یک بار رد شدید که خوب قطعا از اول هم تنها اجازه رانندگی نداشتید و با یه نفر اومدید که خوب در اون شرایط اگه خدای نکرده دوباره رد بشید هم مشکلی پیش نمی آد.
تو امتحان هم سرکار خانم یا جناب آقای آفیسر با یه برگه کنار دستتون می شینه و در طول مدت رانندگی شما، تک تک موارد رو با دقت ثبت می کنه. معمولا پیش نمی آد که امتحان رو زودتر از موعد تمام کنن. مگر اینکه یه جوری رانندگی کنید که طرف عزرائیل رو جای شما رو صندلی بغل ببینه. به صورت معمول امتحان رو تا آخر تمام می کنن و حتی اگه همون لحظه اول از نظر اون رد شده باشید روند امتحان متوقف نمیشه و فقط آخر داستان یه Unfortunately بهتون می گه که تا امتحان بعدی مزه اش یادتون نمی ره.
و آخر هم اینکه واسه تمرین رانندگی و آشنا شدن با قوانین، فکر کنم کم دردسرترین و موثرترین گزینه می تونه کمک گرفتن از موسسات و یا همون آموزشگاه های رانندگی باشه. مکانیزم پیچیده ای نداره و اصولا مثل ایران که این روزها تقریبا آموزشگاه ها متصدی کلیه امور مربوط به صدور گواهینامه شدن نیست. اینجا کار آموزشگاه فقط آموزش دادنه. گزینه های زیادی هم در دسترس هست. از آموزشگاه چینی و تایلندی گرفته، تا اوزی و ایرانی. توصیه سرآشپز به شما اینه که با توجه به ضعف زبان در ابتدای ورود و پیچیده بودن نسبی قوانین رانندگی در استرالیا، بهتره بریم سراغ آموزشگاه های ایرانی تا اساسی بتونه قوانین و اصطلاحات رو بهمون شیرفهم کنه. ما اینجا بر حسب تصادف و شانس با یه حسین آقای گلی آشنا شدیم که چندین ساله استرالیاست و کارش هم همینه و انصافا تمام ریزه کاری ها و قوانین رو مو به مو بهتون می گه. اگر هم حتی همون جلسه اول احساس کنه که شما مهارت کافی دارید بنده خدا خودش بهتون می گه و واسه پول شما رو به جلسه های بعدی نمی کشه. نمی دونم دارم تبلیغ می کنم یا نه، اما اگر اینطوری باشه هم به نظر من کار اشتباهی انجام نمی دم. تقریبا تمام شاگردهای حسین آقا بار اول گواهینامه رو می گیرن و خوب این هم به لحاظ وقت و هم به لحاظ هزینه می تونه کاملا واسه کسی که تازه می آد اینجا فاکتور مثبتی باشه. این هم مشخصات تماس با حسین آقا:
وب سایت: http://ababak.com.au/driving_licence.html
شماره تماس: 0450778266
تا پست بعدی... رخصت...
واسه دوستانی که اطلاع ندران شاید جالب باشه بدونن که فرهنگ اوزی پیوندهای مستحکم بیشماری با فرهنگ و آداب و رسوم شیرازی داره. اینجا اگه تعطیلات رسمی با تعطیلات آخر هفته تداخل داشته باشه به زور هم که شده تداخل رو حل می کنن و تعطیلی رسمی رو میچسبوننش به جمعه یا دوشنبه که ملت بیشتر تعطیل باشن و برن حالشو ببرن. بقیه تعطیلات هم طوری تنظیم شده که دوشنبه و جمعه باشه و بشه لانگ هالیدی. خلاصه اینکه اینجا هر چیزی که مربوط به تفریح و شادی مردم باشه، معمولا حرف اول رو میزنه.
واسه ما هم ، تجربه اولین Australia Day به عنوان عضو تازه رسیده ای از همین جامعه و همین مردم، هم خیلی جالب بود و هم یه کم غریبه. وول خوردن وسط یه عالم آدم جور وا جور و رنگی رنگی که به نظر میرسه خیلی خوب یاد گرفتن که چطوری باید شاد باشن و دیگران رو هم شاد کنن، یه جور هیجان خاص داره و اینکه به خودت میگی اگه عوض نشم و سعی نکنم شاد بودن رو مثل اینا و پا به پای این مردم یاد بگیرم، نیمهٔ دوم زندگی رو هم باختم. چند وقت پیشا داشتم با خودم فکر میکردم که این جماعت چند سال پیش به اینجا تبعید شدن و این وضع زندگی و کشورشون هست و اون وقت ما... بیخیال. نمیخوام این پستو تحلیلی فلسفی کنم که نه به جایی میرسیم و نه چیزی تغییر میکنه. من همین که خودمو عوض کنم و از شرّ این ذهن مقایسه گر خالص بشم خودش انقلابی محسوب می شه...
این هم چند تا عکس از دیروز واسه اینکه حال و هوا ملموس تر بشه:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پینوشت: جای تصاویر را عوض کردم و قاعدتا نباید مشکلی در
دیدن اونا از ایران وجود داشته باشه. اما اگه این قاعده هم مثل سایر قواعد
اون کشور شد، لطفا بهم بگید تا کلا حذف شون کنم. چون دیگه حس اش نیست دوباره
آپلود کنم و لینک ها رو عوض کنم.


